بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٤
ترجمه:
مقاله مرحوم مصنّف در اطراف بحث و توجيه آن
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
در توجيه بحث صحيح است كه بگوئيم:
كلمه « لا » در اين تركيبات براى نفى جنس است و آن نيازمند به اسم و خبر است همانطوريكه در قواعد نحوى مسطور و مطرح است و بايد توجّه داشت كه خبر آن محذوف است حتّى در مثل « لا غيبة لفاسق» چه آنكه كلمه « لفاسق » ظرف مستقرّ بوده و متعلّق است بخبر محذوف.
البتّه خبر محذوف مىبايد قرينهاى داشته باشد اعمّ از آنكه كلمه « موجود » بوده يا « صحيح » و يا « مفيد » و يا « كامل » و يا « نافع » و يا امثال اينها باشد و تقدير هيچيك از آنها يعنى معانى كه اضمارشان صحيح است موجب ارتكاب مجار نمىباشد.
و مقصود آنستكه چه مراد نفى حقيقت بوده و چه نفى صحّت و چه غير ايندو بهر صورت خبر مىبايد مقدّر و محذوف بوده و قرينهاى بر حذفش داشته باشيم و در عين حال مجاز هم نيست كما اينكه لفظ نيز با بودن قرينه هيچ اجمالى ندارد و تنها اجمالش زمانى است كه از قرينه مجرّد و خالى باشد.
ولى ظاهرا بايد پذيرفت كه در اغلب اين تراكيب قرينه وجود داشته و از آن بقرينه عامه ياد مىكنند چه آنكه ظاهر نفى جنس مقتضى است محذوف كلمه « موجود » يا چيزى كه معناى آنرا دارد از قبيل: « ثابت » و « متحقّق » باشد.
و در مواردى كه تقدير كلمه « موجود » و اشباه آن متعذّر باشد و نتوانيم بعلّتى از علل در تقديرش بگيريم نسبت بهر مورد خاصّى قرينه مخصوصى غالبا موجود است و آن عبارتست از مناسبت حكم با موضوع.
مثلا در عبارت: لا علم الّا بعمل.
آنچه از آن فهميده مىشود اينستكه: لا علم نافع الّا بعمل.